تبلیغات
اس ام اس برای همه
اس ام اس برای همه
صفحه اصلی آرشیو مطالب ارتباط با مدیریت نسخه اتوم نسخه موبایل RSS
» بقیه در ادامه مطلب ( جمعه 10 خرداد 1398 )
» جدیدترین پیامک های فاز سنگین و غمگین مردادماه 92 ( شنبه 5 مرداد 1392 )
» پیامک های غمگین و تنهایی مردادماه 92 ( شنبه 5 مرداد 1392 )
» استاتوس های جدید و خنده دار مرداد ماه ۹۲ ( شنبه 5 مرداد 1392 )
» جدیدترین پیامک های خنده دار مردادماه 92 ( شنبه 5 مرداد 1392 )
» اس ام اس های تریپ لاو عاشقانه جدید مرداد 92 ( شنبه 5 مرداد 1392 )
» سری جدید اس ام اس شکست عشقی مرداد 92 ( شنبه 5 مرداد 1392 )
» اس ام اس های مناجات با خدا جدید مردادماه 92 ( شنبه 5 مرداد 1392 )
» اس ام اس سنگین فلسفی مرداد 92 ( شنبه 5 مرداد 1392 )
» اس ام اس های معنی دار زیبا مرداد 92 ( شنبه 5 مرداد 1392 )
» اس ام اس بی وفایی و بی مرامی جدید مرداد 92 ( شنبه 5 مرداد 1392 )
» اس ام اس خیانت نوشته های گله و شکایت نامردی مرداد ( شنبه 5 مرداد 1392 )
» اس ام اس فلسفی و جمله های مفهومی و سنگین مرداد 92 ( شنبه 5 مرداد 1392 )
» اس ام اس های ویژه شهادت حضرت علی رمضان 1392 ( شنبه 5 مرداد 1392 )
» سری جدید پیامک عاشقانه و رمانتیک ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» جدیدترین پیامک های فاز بالا و غمگین ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» جدیدترین اس ام اس های نیش دار و کوبنده ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» سری جدید اس ام اس خنده دار ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» متن و نوشته کاریکاتوری ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» اس ام اس های غمگین و فاز بالا جدید 92 ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» جدیدترین اس ام اس های غمگین فاصله ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» پیامک های زیبا و عاشقانه ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» اس ام اس روز جوان و تولد حضرت علی اکبر (ع) ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» اس ام اس خنده دار جدید تیر ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» جمله های عاشقانه تیر ۹۲ ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» اس ام اس غمگین تیر ۹۲ ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» اس ام اس غمگین تیر ۹۲ ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» اس ام اس طنز تیر ۹۲ ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» جمله های زیبا درباره غرور ( پنجشنبه 30 خرداد 1392 )
» جدیدترین اس ام اس های ضد حال زدن به دخترها 92 ( چهارشنبه 29 خرداد 1392 )
تبلیغات

http://upload7.ir/images/05252139341820160293.gif

موضوعات سایت
» مطالب متفرقه (8)
» اس ام اس ورزشی (1)
» اس ام اس شب امتحان (9)
» اس ام اس مذهبی (10)
» اس ام اس فلسفی (161)
» اس ام اس رفاقتی (4)
» اس ام اس جملات قصار (12)
» اس ام اس انگلیسی (12)
» اس ام اس تکان دهنده (4)
» اس ام اس درمورد سیگار (9)
» اس ام اس سخنان بزرگان (39)
» اس ام اس ولادت معصومین (7)
» اس ام اس وفات معصومین (12)
» اس ام اس متفرقه (31)
» اس ام اس پـَـ نـَـ پـَـ (41)
» اس ام اس شعر (38)
» اس ام اس خداحافظی (7)
» اس ام اس سنگین و فازبالا (19)
» اس ام اس بی قراری (3)
» اس ام اس بی وفایی (5)
» اس ام اس رمانتیک (25)
» اس ام اس گریه دار (88)
» اس ام اس جملات تیکه دار (50)
» اس ام اس دل شکسته (43)
» اس ام اس غمگین (251)
» اس ام اس ضد پسر (27)
» اس ام اس ضد دختر (32)
» اس ام اس پرسشی و معمایی (5)
» اس ام اس با موضوع خداوند (33)
» اس ام اس تبریک تولد (23)
» اس ام اس مناسبتی (18)
» اس ام اس تبریک کریسمس (5)
» اس ام اس خنده دار و سرکاری (245)
» اس ام اس آشتی کردن (5)
» اس ام اس صبح بخیر (3)
» اس ام اس شب بخیر (6)
» اس ام اس بوسه (12)
» اس ام اس انتظار (6)
» اس ام اس جدایی (31)
» اس ام اس خیانت (9)
» اس ام اس دلتنگی (74)
» اس ام اس تنهایی (63)
» اس ام اس احساسی (61)
» اس ام اس عاشقانه (501)
آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
تبلیغات

http://upload7.ir/images/05252139341820160293.gif

بهترین چت روم فارسی زبانان

زن جوان ، وحشتزده رو به راننده می كند:
- آقا تورو خدا، كاری به كارشون نداشته باشین .
راننده ، درحالی كه مواظب جاده و خودروپیكانی است كه راننده و سرنشینانش مزاحم اوشده اند، جواب می دهد:
- خانوم ، من كه كاری به اون ها ندارم . اون هاهستن كه جلوی ماشین من ویراژ می دن
حمید، با مهارت سعی دارد از دست مزاحمین فرار كند اما متاسفانه مزاحمین ، آنها را رهانمی كنند.
حاشیه شهر، در این وقت شب خیلی خلوت است .حمید هم سعی دارد خودش را هر چه زودتر به قسمت پر رفت و آمدتر شهر برساند.
مزاحمین ، 5نفر هستند با یك پیكان . حمید،راننده آژانس ، دقایقی قبل مسافرش را، یعنی همین خانمی كه در صندلی عقب نشسته ، سواركرده تا به مقصد برساند كه سرنشینان پیكان ،مزاحم او و مسافرش شده اند. تعقیب و گریز ادامه می یابد تا جلوی اداره پست بابلسر. در آنجاخودرو پیكان ، جلو خودرو حمید پیچیده ودرگیری آغاز می شود.
ساعت 22 پنجشنبه شب است كه به سرهنگ تقی زاده رییس كلانتری 11 بابلسر از طریق پلیس 110، یك درگیری و چاقوكشی اطلاع داده می شود. روزهای پنجشنبه و جمعه ، بابلسر پذیرای كسانی است كه از دور و نزدیك به خاطر دریا ورودخانه به این شهر توریستی ساحل می آیند.برای همین ، در این روزها به خصوص بعد از ظهرپنجشنبه ها، در حالت آماده هستند.
طبق گزارش 110، این درگیری و چاقو كشی درمقابل اداره پست بابلسر اتفاق افتاده ; بین راننده آژانس و سرنشینان یك پیكان . مامورین كه می رسند، مهاجمین گریخته اند. حمید، راننده آژانس كه مجروح است ، به بیمارستان منتقل می شود. سرهنگ علی شهابی فرمانده انتظامی شهرستان با در جریان امر قرار گرفتن ، به سروان رمضان حسین زاده رییس آگاهی بابلسر دستورمی دهد تا نسبت به یافتن و دستگیری راننده وسرنشینان فراری پیكان اقدام نماید.
ستوان یعقوب دانكوه جهت تحقیقات از مجروح ،به بیمارستان اعزام می گردد و در همان حال ،سروان حسین زاده به همراه ستوان دوم محمدعلی گرجی ، جهت تحقیقات و یافتن سر نخ به محل درگیری می روند. آن قسمت شهر، در آن موقع خلوت بوده و اطلاعات زیادی دستگیرشان نمی شود. ستوان دانكوه طبق تماس با تلفن همراه سروان حسین زاده به او اطلاع می دهد كه راننده آژانس حمید رضا مسیبی به علت شدت جراحات وارده ، فوت نموده است . شبانه سروان حسین زاده با سرهنگ پاسدار سید داود احمدی مدیر آگاهی استان مازندران تماس گرفته و ضمن دادن گزارش قتل ، راهكارهای مربوطه را اخذمی نماید و با رایزنی سرهنگ شهابی ، ستوان یعقوبت دانكوه در راس اكیپی از ورزیده ترین كارآگاهان آگاهی بابلسر بدون فوت وقت عملیات ردیابی سرنشینان خودرو پیكان را آغازمی كنند. و مقارن همین احوال ، بازپرس ویژه قتل رییس شعبه اول بازپرسی ، فضل ا...سیفی دربیمارستان حضور یافته و ضمن دادن دستورهای قضایی به ماموران ، دستور انتقال جسد را به پزشكی قانونی جهت روشن شدن علت دقیق مرگ می دهد.
تنها شاهد ماجرا، زن جوان مسافر آژانس است . باحضور خانم مژگان كیوانی فر، كارمند زن آگاهی بابلسر و سروان حسین زاده ، ستوان دانكوه به بازجویی از زن می پردازند. زن كه هنوزوحشتزده است ، از لحظات اضطراب و درگیری می گوید:
- حدود یك كیلومتر قبل از محل حادثه ، راننده وسرنشینان پیكان ، شروع به ویراژ دادن و پیچیدن جلوی پژو آژانس نمودند. مسلم بود كه آنان بیشتربه خاطر وجود من در خودرو، مزاحمت ایجادمی كردند. مزاحمت ، با زدن حرف های ركیك ازطرف سرنشینان پیكان و پیچیدن ناگهانی جلوی پژو شروع شد.
راننده پژو سعی در فرار كردن از دست آنان داشت ولی آنان به حركات مارپیچ ، از فرار اوجلوگیری می كردند. مسیر بسیار خلوت بود و من ،به شدت ترسیده بودم . فقط به راننده التماس می كردم كاری به كار آنان نداشته باشد و سعی كندبه نحوی از دست آنان بگریزد. در جلوی اداره پست ، خودرو پیكان ، با پیچیدن جلوی پژو، راه راسد كرد. راننده پژو چاره ای نداشت جز این كه پیاده و با آنان درگیر شود; چون پس از توقف ،آنان باشتاب از خودرو پیاده شدند. درگیری آغازشد. ولی طولی نكشید كه با ایستادن خودروهای گذری و رسیدن مردم ، مهاجمین سوار پیكان شدند تا حركت كنند. راننده آژانس هم به سمت خودرو آمد. در این وقت بود كه من متوجه خونی بودن لباس او در قسمت شكم شدم و به اوگفتم . او، دست به محل خون آلود زد و ناگهان گفت :
- نامردها منو با چاقو زدن .
در را باز كرد و به طرف خودرو پیكان كه می خواست حركت كند، دوید و می خواست یكی از سرنشینان خودرو را پایین بكشد، كه او باچاقویی كه در دست داشت ، ضربات متعددی به زیر بغل و سینه او وارد كرد. راننده ، تلو تلو خورد،از خودرو پیكان جدا شد و پیكان دنده عقب گرفت تا بگریزد. خودم را به راننده رساندم .بریده بریده و نامفهوم فقط گفت :
- شماره ...شماره
و من این را فهمیدم كه منظورش شماره خودروپیكان است . فقط توانستم سه شماره سمت چپ 781را بخوانم و به خاطر بسپارم . دو شماره اول سمت راست را نمی دانم 79 بود یا 97؟
- سریال خودرو چه بود؟
- نمی دونم . نتونستم بخونم
- نمره مربوط به كدام شهرستان بود؟
- اصلاندیدم
- رنگ ، خودرو چه رنگی بود؟
- تقریبا كرم رنگ یا یك همچین چیزی .
- مدل خودرو را تونستی بفهمی ؟
نه ولی كهنه بود; خیلی كهنه .
با همراهی خانم كیوانی فر، افسر پرونده ، زن جوان را با خودرو نمره شخصی آگاهی در شهرمی گرداند تا احیانا اگر خودرو مهاجمان را دید،نشان دهد و در صورت ندیدن خودرو، نمونه ومدل شبیه خودرویی كه دیده ، نشان دهد. تمام خیابان ها، كوچه ها و پاركینگ ها دیده می شود. ازخودرو مهاجمان اثری نیست اما حدود مدل خودرو مشخص می شود. مورد دیگری كه بسیارمهم است ، شناخت رنگ خودرو است .كارآگاهان در می یابند كه شاهد در آن ساعت شب در زیر نور چراغ های زرد محل درگیری ،رنگ خودرو را كرم تشخیص داده است ; بنابراین رنگ خودرو باید رنگ دیگری باشد كه با انعكاس نور زرد، كرم به نظر رسیده است . نتیجه ، مشخص شدن رنگ خودرو است ; یعنی رنگ سفید. جلسه رایزنی اعضای اكیپ پرونده ، افسر پرونده بارییس آگاهی بابلسر، در مورد خودرو نتایج بهتری را عاید كارآگاهان می سازد. گمانه زنی ها به این نتیجه می رسد كه به علت پایین بودن مدل خودرو، به احتمال بسیار زیاد، خودرو نمره تهران است . چون حول و حوش سال های مدل حدسی خودرو، فقط شماره گذاری تهران بزرگ فعال بوده ، با این گمانه زنی ، با راهنمایی ورانندگی تهران بزرگ مكاتبه و دو شماره مشابه كه دو رقم اول آنهابه 79 و97 ختم می شود، باسریال های مختلف در خواست پیگیری می شود.جواب ، حدود 10 آدرس و شماره است . تیم اطلاعاتی اكیپ ، ماموریت می یابد تا روی این 10آدرس كار كند. آدرس ها آدرس صاحبان خودروهاست ; خودروهایی كه ممكن است چندین دست بدون انتقال سند، چرخیده باشند.
و تمام دغدغه و ناراحتی فكر اكیپ این است :
«اگر خودرو سرقتی باشد، آن وقت چه ؟»
9آدرس در 9 شهر مختلف . اكیپ های عملیاتی ،تجسسی و اطلاعاتی ، محققا به 9 قسمت شده و هرقسمت كار روی یك آدرس را آغاز می كنند.عملیاتی موازی با دقت بالا و در كمال خفا و استتار چون لازم است در حین تحقیقات صحیح ودقیق ، وقعیت و آبروی مردم حفظ شود درحالی كه سرعت عملیات باید به حدی باشد كه توان گریز را از قاتل سلب كنند، صورت می گیرد.یكی از شماره ها كه (تهران - ع ) است ، مربوط به یكی از شهرهای نزدیك بابلسر یعنی امیر كلاست .آدرس مالك در روستای مغری كلاست . با مراجعه به آدرس و تحقیقات نامحسوس اطلاعاتی ،مشخص می گردد صاحب خودرو مدتی است كه خودرو را در بابل فروخته است . با صاحب قبلی خودرو، تماس حاصل می شود و قولنامه و بنگاه آدرس صاحب بعدی را مشخص می كند كه درروستایی دیگر یعنی روستای آغوزبن است . به همین ترتیب اكیپ های دیگر نیز با این موارد ودست به دست گشتن های قولنامه ای خودروهای مورد نظرشان درگیرند. اكیپ تعقیب این شماره به آغوزبن مراجعه و خریدار بعدی را شناسایی می كنند. این خریدار نیز مانند خریدار قبلی ،خودرو را به شخصی كه آدرس او در قولنامه روستای بیشه سر نشان داده می شود، فروخته است . و او نیز به فردی در روستای دیگر و دودست و دو خریدار دیگر نیز شناسایی می شوند اما،خودرو همچنان دست به دست گشته است وبالاخره خریدار دیگر مجددا در بیشه سر شناسایی می گردد. تحقیقات محلی در مورد این خریدار،نشان می دهد او با افراد شرور در محل در تماس است و دوستان او از اشرار محل هستند. وتحقیقات همچنین نشان می دهد كه خودرو دراختیار علی است و بالاخره با هماهنگی های قضایی ، تیم عملیات اكیپ به سرپرستی ستوان دانكوه افسر پرونده ، برای دستگیری علی به درمنزل او می روند لیكن كسی در منزل نیست .دانكوه با حسین زاده تماس گرفته و مسئله را به اومی گوید. ستوان حسین زاده با همكاری مخابرات موفق می شود شماره تلفن خانه علی را به دست آورد... تلفن كه می زنند، كسی گوشی را برنمی دارد و همین نشان می دهد كه ساكنین منزل درجایی دیگر هستند و احتمالا به مهمانی رفته اند.
در آگاهی بابلسر 2 تیم دستگیری دیگر اعزام می گردند و با آگاهی بابل نیز هماهنگ می شوند.آگاهی بابل در كمال همكاری یك تیم ازكارآگاهان خود را در اختیار می گذارد; چون روستا در حوزه فرماندهی شهرستان بابل است .تیم ها در محل و در نقاط مختلف كمین می كنند;زیرا احتمال درگیری داده می شود.
ساعاتی بعد، خودرو مظنون ، وارد محل می شود.مراقب اول ، ورود خودرو را با تایید شماره به افراد اطلاع می دهد و همین طور مراقب های بعدی و بالاخره وقتی جلوی در منزل ، خودروپارك می شود و علی ، راننده خودرو از آن پیاده می شود، با ارائه حكم قضایی ، دستگیر می گردد.حسین زاده به علت حساسیت عملیات و این كه بعید نیست دیگر همدستان علی در آن روستاباشند كه بتوان با حضور كارآگاهان بابل آنان رادستگیر نمود، دستور می دهد در بین راه از متهم بازجویی كنند. در نتیجه دو نفر دیگر از آنان به نام های محمد و مقداد، شناسایی می شوند كه تاساعت 3/5 بامداد، آن دو نفر نیز دستگیرمی شوند. تحقیقات تا ساعت 5 صبح ادامه می یابد. افراد دیگر خسته و فرسوده اند. رییس آگاهی دستور یك استراحت سه ساعته را در محل آگاهی می دهد. ساعت 8 صبح افراد، آماده عملیات بعدی هستند. با هماهنگی قضایی و اخذنیابت لازم ، متهمین دستگیر شده با رضا كه گفته می شود قاتل حمید است ، قرار می گذارند كه ساعت 10 صبح در بابل یكدیگر را ببینند. قرار،بازار بابل است ، كه تیم سه نفره از بابلسر اعزام می شود. آگاهی بابل نیز همكاری و هماهنگی باكارآگاهان اعزامی از بابلسر می كند و در تمام این موارد، سرهنگ پاسدار عیسی شهابی در بابلسر،سرهنگ پاسدار سید داود احمدی و سرهنگ پاسدار حسین آزرده یگان فرماندهی استان مازندران در امور آگاهی و رییس آگاهی بابل سرهنگ شریفی ، عملیات را زیر نظر دارند و درموقع خود نیز دستورهای موكدی را صادرمی كنند و رییس آگاهی بابلسر را یاری می دهند.تمام زحمات اكیپ با دستگیری رضا باید ثمر دهدو به هر نحوی كه شده او امروز باید دستگیر شود.
اما رضا گویی بو برده است و تا 5/5 عصر، 6 بارمحل و ساعت قرار را عوض می كند و آخرین قراررا در ساعت 5/5 عصر در بازار چاله زمین بابل می گذارد; مكانی بسیار شلوغ ، پر تردد، با راه های گریز فراوان . بازار، در محاصره ماموران قرارمی گیرد و ساعت 5/5 متهم به محل قرار می آیداما با دیدن ماموران كه به او نزدیك می شوند به پشت مغازه های بازار پریده و قصد فرار دارد كه باكمین استوار سیدجواد حسینی و ستوان محمدعلی آقایی گرفتار و دستگیر می شود. بااعزام به آگاهی بابلسر، در آنجا اعتراف می كند:
- شب جمعه بود. برای تفریح به بابلسر آمدیم كه یك دستگاه پژو 405 آر.دی توجه مان را جلب كرد. دختری در صندلی عقب نشسته بود.خواستیم برای شان مزاحمت ایجاد كنیم كه راننده به ما فحش داد. ما هم با ویراژ دادن وحركات مارپیچ قصد داشتیم راننده را متوقف كنیم اما هر بار از دست ما فرار می كرد تا این كه درجلوی اداره پست ، راهش را سد كردیم .
از خودرو خارج و با ما درگیر شد. من با چاقوضربه ای به كمر او زدم . او به طرف خودروخودش رفت ولی برگشت با یك قمه در دستش .من در صندلی عقب خودرو بودم . او در را باز كردو یقمه ام را گرفت . چاقو، آماده در دستم بود.چهار ضربه به زیر بغل او زدم . او، بی حال شد و مرارها كرد. ما هم فرار كردیم .
بازپرس فضل ا... سیفی رییس شعبه اول بازپرسی دادگستری بابلسر، رضا را به اتهام ایجاد مزاحمت و قتل حمیدرضا مسیبی پس از بازسازی صحنه باتكمیل پرونده و تشكیل دادگاه ، به زندان فرستاد وهمدستانش را نیز به اتهام ایجاد مزاحمت ومعاونت در قتل ، تا روز محاكمه زندانی نمود.



چرا جرم ؟

سرهنگ پاسدار حسین آزرده معاون فرماندهی انتظامی استان مازندران در امور آگاهی ، درمورد این پرونده می گوید:
آنچه در این پرونده شاخص است ، تربیت غلطخانوادگی متهم است كه متاسفانه برادر دیگر او نیزدر بابل به خاطر همین اتهام و ایجاد درگیری وچاقوكشی كه در نهایت ، جوانی مضروب و فعلا نیزدر كماست ، گرفتار و زندانی است و این ، نشان ازتربیت خانوادگی نادرست دارد. اصولا برخی خانواده ها متاسفانه نسبت به رفتار فرزندان شان لاقید و بی توجه اند یا این كه دیگر خسته شده اندیا به زبانی ساده ، به كار آنها كاری ندارند چرا بایدخانواده ای به این نقطه برسد؟
نقطه رها كردن فرزند به حال خود، یعنی چه ازآنان كه در هر حادثه ای جامعه را مقصر می دانند،سوال می كنم . آیا در اینجا هم جامعه و شرایطحاكم بر آن مقصرند؟ آیا تربیت خانوادگی باید به رها نمودن فرزند و عدم كنترل او در رفتار و كردارمجرمانه منجر شود؟ متاسفانه این وضعیت برگرفته از رفتارهای اشتباه اولیه خانواده با فرزندان را به خاطر داشته باشیم ; فرزندان ما نهال های باغ زندگی مان هستند. مراقبت از آنان ، شرعا و قانوناوظیفه ماست . برای سلامت یك فرد، از كودكی ،از اولین شناخت های او از زندگی باید تربیت راشروع كنیم . متاسفانه برخی از خانواده ها تربیت رادر عتاب و خطاب فرزندان می بینند و به اصطلاح عام ، در بكن و نكن و توپ و تشر در صورتی كه تربیت صحیح ، رفتاری غیر از این هاست . تربیت صحیح ، در مهربانی به فرزندان است . چرا به جای خشونت از ابتدا به فرزندان مان ، مهربانی به یكدیگر را یاد ندهیم . چرا با رفتاری صحیح ،الگوی خوبی برای فرزندان مان نشویم ؟
یك خانواده متدین و درستكار و دارای برنامه صحیح زندگی ، فرزندانی قانونمند و متدین بارمی آورد كه به جای شرارت ، خدمت را به جامعه تقدیم می كند و به جای مزاحمت ، دستگیرافتادگان می شود و به جای هرز رفتن ، در مسیری صحیح تا سعادت ، قدم می گذارد و باید كه خانواده ها با رفتارها، كردارهاو برخوردهای صحیح و منطقی و راهنمایی های موثر و به موقع ،فرزندانی شایسته را تربیت كنند; كه خوشبختانه غالب خانواده ها چنین هستند و بسیار كم می یابیم خانواده هایی كه غیر از این هستند و فرزندان مضربرای اجتماع تربیت می كنند كه انشاءا... آنان نیزمتوجه شده و در تربیت فرزندان ، از مشاورین درحوزه های معاونت اجتماعی نیروی انتظامی كمك گرفته و در تربیت فرزندان خوب برای خودو مملكت شان ، بكوشند و موفق باشند.
 

تبلیغات

http://upload7.ir/images/05252139341820160293.gif

نظرسنجی
شما طرفدار چه نوع اس ام اس هستید؟

داستان ها
» داستان های کودکانه
» داستان کودکانه سپر
» داستان عاشقانه مرا ببخش
» داستان راه جدید ابراز عشق
» داستان کوتاه
» داستان قدرت عجیب یک کودک
» داستان عاشقانه
» داستان جالب
» داستان"دوستت دارم پدر"
» داستان هرگز با خودت قهر نکن
» داستان خانم نظافتچی
» داستان تاثیر عشق
» داستان بازاریابی دو گدا
» داستان خورشید و باد
» داستان"زیبایی رایگان است"
» داستان مزدای قرمز
» داستان تلفن
» داستان آینه
» داستان سیاه و سفید
» داستان عاشقانه خوشبختی
» داستان شغل پسر کشیش
» داستان آخرین اتوبوس
» داستان دو کوزه
» داستان سکوی خالی
» داستان میخ و عصبانیت
» داستان گل فروش
» داستان مثل همیشه
» داستان اصرار عجیب پسر کوچولو
» داستان عشق...
» داستان عشق در بیمارستان
» داستان"چیزی برای نگرانی نیست"
» داستان غریق نجات(خنده دار)
» داستان یک آرزو
» داستان جراح و تعمیرکار
» داستان مرد و پسربچه
» داستان عشق واقعی
» داستان زن بی وفا
» داستان شام آخر
» داستان شیطان و فرعون
» داستان پندی از سقراط
» داستان امید
» داستان سه پیرمرد
» داستان سه بی گناه
» داستان معامله شوخی بردار نیست!
» داستان سه پاکت نامه
» داستان دو مساله ی ریاضی
» داستان الماس ها کجایند؟
» داستان سرباز زخمی
» داستان زن باهوش
» داستان عشق
» داستان عاشقانه بسیار خواندنی
» داستان غم انگیز عاشقانه
» داستان اعتراف عجیب یک همسر کش!
» داستان ترفند محبت
» داستان شکم درد و داروی چشم
» داستان زیبای پدر
» داستان سنجش ایمان
» داستان نشان شخصیت
» داستان مانع پیشرفت شما کیست
» داستان مرد فقیری که صاحب اسب شد
» داستان چشم خوش بین
» داستان آش نخورده و دهن سوخته
» داستان تلاش پروانه
» داستان عیب های کوچولوی عروس
» داستان عاشقانه قهوه شور
» داستان نجار بازنشسته!
» داستان کریم خان و درویش
» داستان ظالم رعنا
» داستان اصالت بهتر است یا تربیت؟
» داستان فرصتی برای خود شناسی
» داستان پیرمرد و بچه ها
» داستان وقت رسیدن مرگ
» داستان ابراهیم و آتش و گنجشک
» داستان چوپان و مشاور
» داستان نجار زندگی
» داستان چنگیز خان مغول و شاهین پرنده
» داستان زن بی وفا
» داستان ازدواج مرد زشت با دختر زیبا
» داستان زندگی آلبرشت دورر
» داستان عزرائیل در سی سی یو
» داستان خوبی ها و بدی ها
» داستان قدرت دعای مادر
» داستان مناره کج در اصفهان
» داستان تلفن
» داستان آینه
» داستان سیاه و سفید
» داستان خوشبختی
» داستان شغل پسر کشیش
» داستان آخرین اتوبوس
» داستان دو کوزه
» داستان سکوی خالی
» داستان میخ و عصبانیت
» داستان گلفروش
» داستان مثل همیشه
» داستان با موقعیت ها چانه نزن
» داستان اصرار عجیب پسر کوچولو
» داستان عشق...
» داستان عشق در بیمارستان
» داستان قدرت باورها
» داستان زیبایی از دکتر شریعتی
» داستان آرزو های ویکتور هوگو
» داستان گربه شیطون!
» داستان کوهنورد
» داستان درسی از ابومسلم خراسانی
» داستان سنگ و ثروت و عشق
» داستان مدارای پیامبر
» داستان معلم
» داستان صبحانه
» داستان وقت اضافی برای خدا
» داستان ملاقات خدا با امیلی
» داستان پسر شیخ عرب در آلمان
» داستان تصمیم قاطع مدیریتی
» داستان تولدی دیگر
» داستان دختران تنبل من
» داستان پُـــز الكی!
» داستان سنگ بزرگ
» داستان انعام پسر بچه
» داستان زن سیاه پوست
» داستان تشخیص یمار روانی
» داستان دانشجوی پرستاری
» داستان مرد کور
» داستان ارواح و تکنولوژی
» داستان باران
» داستان بوگارت
» داستان بهرام رادان و سنتوری
» داستان واقعی مردم شهر پمپی
» داستان نامه ی زیرکانه
» داستان"دم گاو رو بگیر"
» داستان ادبی انتخاب درست
» داستان کوتاه بدهکاری
» داستان زیبا و طنزآلود از جلال آل احمد
» داستان صدف و ساحل
» داستان زن فالگیر
» داستان"سبز,طلایی,سیاه"
» داستان خواب پیرزن
» داستان عبرت آموز فریب خوردن دخترک
» داستان آموزنده در مورد زندگی
» داستان بیسکوییت سوخته
» داستان گل زیبا
» داستان زیبای ماه و خورشید
» داستان تفاوت عشق و ازدواج
» داستان ارزشمند ترین چیز ها در زندگی
» داستان در آینه نگاه کن
» داستان عیسی و پیرزن عجیب
» داستان"میوه ها را لقمان خورده است"
» داستان"قضاوت"از کلیله و دمنه
» داستان خواندنی درباره پدر
» داستان ترسناک نیشگونی از عالم ارواح
» داستان به هدف زدن
» داستان پند آموز و جالب
» داستان کوتاه شتر
» داستان دانشجویی
» داستان خدا یا سرمهندس؟
» داستان جالب جالینوس
» داستان کامل خسرو و شیرین
» داستان ما همه آفتاب گردانیم
» داستان خدا و شیطان
» داستان دل کندن
» داستان پرنده
» داستان زیبای ارث پدر
» داستان زیبای نابینا
» داستان گلدان چینی
» داستان ادبی از تاریخ بیهقی
» داستان تا دنیا دنیاست
» داستان گل قرمز
» داستان مادر خود عید است
» داستان زیبای سارا
» داستان مرد پولدار بی کس و کار
» داستان تغییر نگرش
» داستان تصمیم بزرگ
» داستان عجیب و واقعی درباره کما!
» داستان کوتاه و پند آموز
» داستان عجیب یک کودک
» داستان جالب از ناصرالدین شاه
» داستان درد و دل
» داستان دسته گل
» داستان عشق و دیوانگی
» داستان پر وحتوای گنجشک
» داستان جالب و خواندنی
» داستان کوتاه و خواندنی کلنگ
» داستان دوبرادر
» داستان پیرمرد فقیر و گردن بند
» داستان فرشته بیکار
» داستان مای گیر ثروتمند
» داستان ترازوی مرد فقیر
» داستان قصاب و سگ باهوش
» داستان ثروتمند بی پول
» داستان عشقی کوتاه(خنده دار)
» داستان آبدارچی شرکت مایکروسافت
» داستان قصر بی عیب و نقص پادشاه
» داستان درخت جاودانگی
» داستان باور ها
» داستان تصمیم مهم
» داستان ناخدا یا مهندس
» داستان زنجیر عشق
» داستان پرواز شاهین
» داستان دانشجوی نمونه
» داستان یک مشت شکلات
» داستان تخت مرگ
» داستان حتما دلیلی دارد
» داستان ماهیگیری
» داستان مسافر اتوبوس
» داستان خدایا شکر
» داستان عدالت و لطف خدا
» داستان شوهر قدرشناس
» داستان دو برادر مهربان
» داستان ابوریحان و مزدور
» داستان شهامت گذشتن از گردو ها
» داستان مهندس متبحر
» داستان رنج آهنگر
» داستان پیرمرد خاص
» داستان وفای عشق
» داستان بوی کباب!
» داستان عشق و دیوانگی
» داستان عشق واقعی
» داستان شمس و مولانا
» داستان پیرمرد عاشق
» داستان قهوه زندگی
» داستان مردی که جهنم را خرید
» داستان شرط بندی پیرزن باهوش
» داستان بزرگترین حکمت
» داستان عروسک
» داستان نوه خوب من
» داستان جعبه خالی
» داستان تاجر ثروتمند و چهار زن
» داستان کوتاه دختر سی دی فروش
» داستان قدر خانواده ات را بدان
» داستان نامه پیرزن به خدا
» داستان چه قدر به هم بدهکاریم؟
» داستان فرشته
» داستان مرد پولدار و مسئول خیریه
» داستان توهّم
» داستان عطر شکلات
» داستان قیمت یک ساعت کار
» داستان اسب زیبا
» داستان قهر کردن گنجشک با خدا
» داستان استجابت دعای یک زوج جوان
» داستان قبرخالی
» داستان عاطفی شقایق
» داستان پندآموز بخت بیدار
» داستان بزرگترین افتخار
» داستان مادر شوهر خوب من!
» داستان سنجش
» داستان لیلی و مجنون به صورت خلاصه
» داستان جالب از ناپلئون
» داستان بسیار جالب سوء تفاهم
» داستان طنز از جلال آل احمد
» داستان"دستم را بگیر کوچولو"
» داستان"بشنو و باور نکن"
» داستان عشق پنهانی هلن کلر
» داستان غصه ی طوطی ها
» داستان جالب"شاید دفعه بعد"
» داستان دماغ گنده ها
» داستان کوتاه شانس
» داستان میدونی من کیم...؟!
» داستان مصاحبه شغلی
» داستان تبلیغ کوکاکولا
» داستان نیکی ها به ما باز میگردند
» داستان طنز فوتبال در بهشت
» داستان امید به زندگی
» داستان یک لیوان شیر
» داستان کاسه چوبی
» داستان خانم نژاد پرست
» داستان پدر صلواتی
» داستان آموزنده پسر تنبل
» داستان جالب کلاه فروش
» داستان آموزنده قصر پادشاه
» داستان زیبای عشق واقعی
» داستان جالب رنگ عشق
» داستان هیزم شکن و جنیفرلوپز!
» داستان نتیجه نیکی و بدی به زن
» داستان دعای مرد فقیر
» داستان بسیار زیبا و خواندنی
» داستان دو دلداده
» داستان کوتاه غم انگیز(عاشقانه)
» داستان زیبای عشقی غم انگیز
» داستان از عشق تا نفرت
» داستان آموزنده عشق
» داستان نامه پیرزن به پسرش(طنز)
» داستان هیزم شکن
» داستان عاشقانه زیبا و غمگین
» داستان عشق را امتحان کن!
» داستان عاشقانه
» داستان آموزنده
» داستان پادشاهی که زن میسوزاند
» داستان شاگرد زیرک و استاد
» داستان طنز مسافر اتوبوس
» داستان صدای دلنشین مادر
» داستان بز را بکش
» داستان ارزیابی
» داستان همراه همیشگی
» داستان وبلبام گری
» داستان زیبای پدر
» داستان زیبای"من رفتنی ام"
» داستان عدالت و لطف خدا
» داستان شوهر قدرشناس
» داستان بزرگترین مردم
» داستان آسانسور
» داستان دسته گل های پیرمرد
» داستان عشق در جنگ
» داستان غذای سگ
» داستان دروغ های مادرم
» داستان جزیره عشق
» داستان فلسفه عمل
» داستان قیمت پنیر
» داستان تغییر
» داستان چشم خوش بین
» داستان ترفند محبت
» داستان واقعی اسید پاشی به همسر
» داستان ازدواج یوسف و زلیخا
» داستان ازدواج آهو با الاغ
» داستان"متشکرم"
» داستان راز خوشبختی
» داستان چتر
» داستان دلیل ازدواج نکردن
» داستان پلنگ زندگی
» داستان دختر اروپایی و پسر آفریقایی
» داستان وعده ی پوچ
» داستان زن نژاد پرست
» داستان عاشقانه گل خشکیده
» داستان لیوان آب و مشکلات
» داستان گاهی باید نشنید
» داستان قدرت بخشش
» داستان ارزش واقعی
» داستان دزدی مال و دزدی دین
» داستان ملا و شراب فروش
» داستان دو گدا
» داستان زندگی خروسی
» داستان مرد واقعی و مسلمان واقعی
» داستان مرغابی یا عقاب؟
» داستان فرشته بیکار
» داستان غمگین اما واقعی
» داستان پادشاه و پیرمرد
» داستان عقرب
» داستان بانک زمان
» داستان مسافر کش
» داستان کوتاه"خدا هست"
» داستان تخلف هموطن اصفهانی
» داستان معنای عشق واقعی
» داستان مداد
» داستان زیبا و پندآموز
» داستان طنز پیوند مغز
» داستان تصمیم
» داستان بهلول در حمام
» داستان فرمانده(طنز)
» داستان قدرت عشق پیرمرد
» داستان بهلول و آب انگور
» داستان وصیت پدر به پسر
» داستان سوال امتحان نهایی
» داستان آموختم که...
» داستان اشتباه فرشتگان
» داستان مفهومی(طنز)
» داستان معمار و پیرزن
» داستان قضاوت عجولانه
» داستان طنز
» داستان یک امتحان
» داستان ادب اصیل ما
» داستان چهار برادر
» داستان حرف حق(طنز)
» داستان دختر کشاورز
» داستان مرد ثروتمند و کشیش
» داستان بتی که شکست
» داستان توهم
» داستان لیوان آب و مشکلات
» داستان یک بنده خدا
» داستان قهرمان
» داستان آهنگ مهربانی
» داستان بازی
» داستان خیابان های شهر
» داستان تنها مهربانی و دوستی
» داستان بریدن درختان
» داستان پدران و مادران نادان
» داستان خر یک گوش
» داستان کار حکیم ارد بزرگ
» داستان خواستگار های کوهی
» داستان بیماری یخچال گرایی
» داستان ماهی گیری و لباس راحتی
» داستان طنز و خنده دار لیلا
» داستان کم فروشی
» داستان زیبای تغییر
» داستان پاسخ آسیابان به زاهد
» داستان ثروتمند بی پول
» داستان لذت های زندگی
» داستان مسابقه قورباغه ها
» داستان من اینجا مسافرم
» داستان پرواز شاهین
» داستان انعام
» داستان هزار سکه طلا
» داستان فلسفه عمل
» داستان احساسی باز باران
» داستان تخت مرگ!
» داستان رستوران
» داستان شتر گران!
» داستان مسافر اتوبوس
» داستان جزیره ی عشق
» داستان ماست مالی
» داستان مربی مهدکودک
» داستان صورتحساب
» داستان دوست واقعی
» داستان منطق چیست؟
» داستان کوتاه دلقک
» داستان شنوایی همسر
» داستان آسایشگاه روانی
» داستان موضوع انشا
» داستان مشکل چوپان
» داستان نامه درمانی
» داستان قهرمان
» داستان اهدای قلب
» داستان چند میفروشی؟
» داستان عشق و معرفت
» داستان چشمه
» داستان خانواده
» داستان کوتاه جالب
» داستان بدهکاری
» داستان دوستی نسیه
» داستان بارون نادون
» داستان خاطره ی عشق
» داستان تاجر و میمون ها
» داستان بوی کباب
» داستان کنجکاوی مردانه
» داستان انتخاب همسر
» داستان تصادف
» داستان ملا و گوسفند
» داستان لباس نو
» داستان نردبان فروشی ملا
» داستان ملا در جنگ
» داستان بچه ملا
» داستان ماه بهتر است
» داستان دوست ملا
» داستان گم شدن ملا
» داستان داماد شدن ملا
» داستان خانه ملا
» داستان خانه عزاداران
» داستان قبر دراز
» داستان حرف درست
» داستان عجایب هفتگانه
» داستان کوزه ترک خورده
» داستان قیمت حاکم
» داستان درخت گردو
» داستان پرواز در آسمان ها
» داستان مرکز زمین
» داستان الاغ دم بریده
» داستان خروس شدن ملا
» داستان دم خروس
» داستان خویشاوند الاغ
» داستان عشق بزرگ
» داستان درخت مشکلات
» داستان پست فطرت
» داستان کیک مادربزرگ
» داستان برنده ی واقعی
» داستان فوت کن
» داستان بدهکار
» داستان آدم خوار ها
» داستان اصالت
» داستان دفتر دختر فقیر
» داستان دستشویی پارک
» داستان مرد مست
» داستان پاره آجر
» داستان پسر عاشق
» داستان بخت بیدار
» داستان تمساح
» داستان شمس و مولانا
» داستان ایمیل اشتباهی
» داستان امتحان فیزیک
» داستان ثروتمند واقعی
» داستان راز پیرزن
» داستان کوزه ترک خورده
» داستان خلقت مگس
» داستان عجایب هفتگانه
» داستان اعتماد
» داستان همسر ایده آل
» داستان صبور بودن
» داستان حرف درست
» داستان 20 دلاری
» داستان راز خوشبختی
» داستان استعداد یابی
» داستان نوه خوب من
» داستان هیزم شکن
» داستان مهندس و مدیر
» داستان طمع دکتر
» داستان برنده ی واقعی
» داستان بزرگترین حکمت
» داستان دایره ی زندگی
» داستان قهوه استاد
» داستان سه پاکت نامه
» داستان مادر قالی باف
» داستان برداشت شخصی
» داستان کارت کشیدن
» داستان پرهیز از غضب
» داستان عروسک
» داستان تبلیغ کوکاکولا
» داستان نگاه از پنجره
» داستان دختر کوچولو
» داستان انیشتین و راننده اش
» داستان اطلاعات لطفا!
» داستان خواستگاری
» داستان گنجشک و آتش
» داستان معنادار تلاش
» داستان آلفرد نوبل
» داستان توقع
» داستان پیرمرد خاص
» داستان فقر
» داستان وفای عشق
» داستان خلق شیطان
» داستان همه مردند
» داستان پیرمرد و آسمان
» داستان ادب اصیل ما
» داستان مشعل
» داستان انسان و خدا
» داستان آرزو ها
» داستان کلاغ و خرس
» داستان مرد سنگ شکن
» داستان در جست و جوی خدا
» داستان گردو ها
» داستان خدایا شکر
» داستان ارزش پدر
» داستان عروسک زشت
» داستان شهید
» داستان آرزوی غم انگیز
» داستان تلاش
» داستان انعام پیشخدمت
» داستان دیدن خدا
» داستان بخت بیدار
» داستان مرد درویش
» داستان ساده اما عاشق
» داستان مورچه ی عاشق
» داستان دلیل عشق
» داستان پند کشیش
» داستان برادران مهربان
» داستان محل دقیق خرابی
» داستان ابلیس و مرد عابد
» داستان خیانت سام
» داستان فرصت های زندگی
» داستان دنیای فانی
» داستان قهوه ی زندگی
» داستان کوتاه دختر نابینا
» داستان همراه همیشگی
» داستان بهترین دوست
» داستان راه رفتن
» داستان عشق و بندگی
» داستان هدیه
» داستان قضاوت زود
» داستان خواست خدا
» داستان دلی به بزرگی دریا
» داستان فریاد و نگاه
» داستان رفتنی
» داستان بهترین بوسه ی عشق
» داستان باز کردن در
» داستان عروس مغرور
» داستان رنج آهنگر
» داستان کیفیت ژاپنی ها
» داستان به هزار و یک دلیل
» داستان مادر و تولد پسر
» داستان تعریف عقل
» داستان تشابه
» داستان دو برادر مهربان
» داستان فداکاری مادر کلاغ ها
» داستان وقت رسیدن مرگ
» داستان من و خدا
» داستان بز را بکش
» داستان ارزیابی
» داستان همراه همیشگی
» داستان بهشت و جهنم
» داستان مسعود و خانم ویکی
» داستان کلوچه
» داستان هرچه خدا بخواهد
» داستان من رفتنی ام
» داستان عدالت و لطف خدا
» داستان شوهر قدرشناس
» داستان من اینجا مسافرم
» داستان ماهی گیر
» داستان آسانسور
» داستان کوتاه بزرگترین مردم
» داستان دسته گل پیرمرد
» داستان عشق در جنگ
» داستان غمگین
» داستان دروغ های مادرم
» داستان عبرت آموز2
» داستان عبرت آموز1
» داستان اصالت یا تربیت؟
» داستان انسانیت
» داستان تصمیمات خدا
» داستان ابومسلم خراسانی
» داستان حکمت
» داستان نامه
» داستان مسافر اتوبوس
» داستان عدالت و لطف خدا
» داستان دختر و پسر
» داستان طلاق برنامه ریزی شده
» داستان آرزوی همسر
» داستان ماست مالی
» داستان مربی مهد کودک
» داستان صورتحساب
» داستان دوست واقعی
» داستان منطق چیست؟
» داستان آرزو هایی که حرام شدند
» داستان آن سوی پنجره
» داستان قدر هم را بدانیم
» داستان دلقک
» داستان زن نژاد پرست
» داستان عاشقانه گل خشکیده
» داستان هیچ کس زنده نیست
» داستان لیوان آب و مشکلات
» داستان گاهی باید نشنید
» داستان تعیین جنسیت مگس
» داستان مرد کلاه فروش
» داستان پلنگ زندگی
» داستان دزدی مال و دین
» داستان ملا و شراب فروش
» داستان کوتاه دو گدا
» داستان زندگی خروسی
» داستان مسلمان واقعی
» داستان:امان از ایرانی ها
» داستان "آرامش"
» داستان وعده ی پوچ
» داستان فرشته بیکار
» داستان پادشاه و پیرمرد
» داستان معنای عشق واقعی
» داستان اقتضای طبیعت
» داستان کوتاه"قدرت بخشش"
» داستان"ارزش واقعی"
» داستان"قیمت تجربه"
» داستان"دوست داشتن صادقانه"
» داستان"دختر و مزدا323"
» داستان"دختر فداکار"
» داستان"تعطیلات شاد"
» داستان"قلب"
» داستان"پلی به سوی خدا"
» داستان"دو دانه"
» داستان"الیور تویست"(َشرح و نقد)
» داستان"جا دکمه"
» داستان"کلبه شیطان"
» داستان"جنایت و مکافات"
» داستان"چاه"
» داستان"تعقیب و گریز مرگبار"
» داستان"موم یا سنگ"
» داستان"قدم زدن در بهشت زهرا"
» داستان"فندک"
» داستان"خاطرات مدرسه"
» داستان"پا توی کفش فلاسفه"
» داستان"درس زندگی"
» داستان"خودخواهی"
» داستان"کمک به دیگران"
» داستان"شاد باشید"
» داستان"دست خالی نیایید"
» داستان"همه چیز به ما بستگی دارد"
» داستان ادبی"انتخاب درست"
» داستان زیبا
» داستان"درس زندگی"
» داستان"قناری"
» داستان کوتاه"بیمار روانی"
» داستان"عاشقانه ترین دعا"
» داستان"دل به دیگری سپرد"
» داستان"ملاقات با خدا"
» داستان بسیار جالب"گروه99"
» داستان"پسر پادشاه و دختر فقیر"
» داستان کوتاه"زندان"
» داستان طنز"باهوش ترین زن دنیا"
» داستان"پسر و لاک پشت"
» داستان"شاگرد تیزهوش"
» داستان واقعی"هدیه ای پر از محبت"
» داستان زیبا و خواندنی
» دساتان کوتاه"شماره داخلی"
» داستانی بسیار زیبا و واقعی
» داستان کوتاه"عشق، ثروت، موفقیت"
» داستان"جواب خیانت به همسر"
» داستان"آخر هفته هیجان انگیز"
» داستان"ساختن قرص عاشقی"
» داستان"مادر"(شعر از فریون مشیری)
» داستان"آیا خدا شیطان را خلق کرد؟"
» داستان"ملانصرالدین و دیگ بچه زا"
» داستان کوتاه"معجزه"
» داستان"درس زندگی"
» داستان خواندنی"یک عروسی"
» داستان"وسواس"
» داستان"گدای اصل و نسب دار"
» داستان"زن در زندگی اجتماعی"
» داستان"شرمندگی ابوعلی سینا"
» داستان"درس عبرت"
» داستان"عزیز ترین بخش زندگی"
» داستان عاشقانه"نمی خواهم بمیرم"
» داستان"معنی واقعی عشق"
» داستان"خانه ما"
» داستان"حاکم و قصاب ها"
» داستان"حاکم و چوپان"
» داستان"جالینوس و مرد دیوانه"از مثنوی
» داستان"پادشاه و خدمتکار"
» داستان"پسر پادشاه و دوستش"
» داستان"برای آموختن هرگز دیر نیست"
» داستان"عسل و زهر"
» داستان"خسیس یا بخشنده"
» داستان"بزرگمهر و دزدان"
» داستان"روباه و کوزه"
» داستان"زن و ببر"
» داستان"راهزنان و سیب زهر آلود"
» داستان"دو درویش مسافر"
» داستان"دزد و خورجینش"
» داستان"دوست زمان تنهایی"
» داستان"دو درویش"(از قابوس نامه)
» داستان"دزد و مرد شوخ"
» داستان"راز روز های جوانی"
» داستان"رویاهایم را می فروشم"
» داستان"تلخ و شیرین"
» داستان"مرد رمال"
» داستان"کاسه سوپ"
» داستان"نامه شگفت انگیز"
» داستان"کشاورز و زن غرغرو"
» داستان"بیمارستان روانی"
» داستان طنز"آزمون داماد ها"
» داستان"سه آرزو"
» داستان"طلبه جوان و دختر فراری"
» داستان"خوشبخت کردن همسر"
» داستان"جعبه خالی"
» داستان"کیک زندگی"
» داستان"دفتر مشق کثیف"
» داستان"شراب"
» داستان"تحصیل در اروپا"
» داستان"بنگاه زناشویی"
» داستان"نامه ای به تو ای پسرم"
» داستان"خاطرات یک زن زرنگ"
» داستان"تصادف"
» داستان"آیینه و شیشه"
» داستان"میمون ها و کلاه فروش"
» داستان"زشت ترین دختر کلاس"
» داستان"سه اتاق در جهنم"(طنز)
» داستان"مترو"
» داستان"آسانسور"
» داستان"دروغ گو و فرشته ها"
» داستان"بوسه"
» داستان"خدایا"
» داستان"سوال با مزه"
» داستان خواندنی"هیچکس زنده نیست"
» داستان"طمع دکتر"
» داستان"دختر فداکار"
» داستان"در ستایش عقل"
» داستان"در بیشه"
» داستان"دارکوب ها"
» داستان"آیینه شکسته"
» داستان"چگونه دیوانه شدم"
» داستان"برهوت تنهایی"
» داستان"در باغ نبود"
» داستان"بهرام رادان و سنتوری"
» داستان"موم یا سنگ"
» داستان"بوگات"
» داستان"باران"
» داستان"چاه"
» داستان"تعقیب و گریز مرگبار"
» داستان"بی وفایی و خیانت"
» داستان"بی بی"
» داستان"پایان انتظار"
» داستان"پرستو های عاشق"
» داستان"جنایات و مکافات"
» داستان"تنهایی و غربت"
» داستان"جادکمه"
» داستان"الیور تویست"(شرح و نقد)
» داستان"کلبه شیطان"
» داستان"درس زندگی"
» داستان"رنگ عشق"
» داستان"پا توی کفش فلاسفه"
» داستان"سگ دانا"
» داستان"زندگی مثل چای است"
» داستان"زندگی"
» داستان"راز خوشبختی"
» داستان"دو نجات یافته"
» داستان"دو خط موازی"
» داستان"شکل خدایی"
» داستان معنوی
» داستان"خورشید و باد"
» داستان"دو دوست"
» داستان"معجزه"
» داستان"هفت برادران"
» داستان"نیکی و بدی"
» داستان"نامه ای به خدا"
» داستان"موهبت بخشیدن شادی"
» داستان"شیخ سمعان"(شرح)
» داستان"تاجر"
» داستان"لیوان را زمین بگذار"
» داستان"گوشه کوچکی از آسمان"
» داستان"گربه و روباه"
» داستان کوتاه"کرم شب تاب"
» داستان کوتاه اما پر معنا
» داستان"قضاوت عجولانه"
» داستان"قدرت کلمات"
» داستان کوتاه"فرمانروا و سردار"
» داستان"آرزو"
» داستان"در هر رویدادی خیری وجود دارد"
» داستان"ایمیل اشتباه"
» داستان"استاد"
» داستان"امید"
» داستان"پسر بچه شرور"
» داستان"پادشاهی که4همسر داشت"
» داستان عمر 30 ثانیه ای بشر
» داستان کوتاه(واقعی)
» داستان عاشقانه واقعی
» داستان عاشقانه"حس عاشقی"
» داستان عاشقانه"فرشته"
» داستان"مراقب دو قطره روغن باشید"
» داستان"دری که قفل نبود"
» داستان"مورچه فیلسوف"
» داستان"اشباح"
» داستان"خدای من"
» داستان"درست نگاه کنیم"
» داستان"هر وقت مردی دروغ میگه"
» داستان"آدمخوار ها"
» داستان"موسسه خیریه"
» داستان پادشاه درست کار
» داستان نامه ای برای خدا
» داستان گردنبند"
» داستان"باغ گلابی"
» داستان"دخترک فداکار"
» داستان پندآموز"زندگی"
» داستان"پسرک و دخترک"(واقعی)
» داستان حکمت آمیز"سیب زمینی"
» داستان حکمت آمیز"ثروت کورش"
» داستان حکمت آمیز"چنگیز خان مغول"
» داستان کوتاه"جذابیّت"
» داستان جالب2
» داستان"دو روز به پایان جهان"
» داستان حکمت آمیز"به مشکلات بخندید"
» داستان"گدای پیر"
» داستان بسیار زیبای"کفش قرمز"
» داستان زیبای"طناب شیطان"
» داستان کوتاه"بیمارستان"
» داستان حکمت آمیز"غلام دانا"
» داستان حکمت آمیز"بهشت فروشی"
» داستان های جالب ملانصرالدین
» داستان"جوان عاشق"
» داستان"عابد مغرور"
» داستان های خر کننده...!
» داستان"مسابقه زندگی"
» داستان"معجزه"
» داستان"انتخاب همسر"
» داستان و حکایت"پسر مهربان"
» داستان جالب
» داستان"حضرت سلیمان و مورچه"
» داستان"رنجش دوست"
» داستان"دختران ننه دریا"(شعر)
» داستان"گل سرخی برای محبوبم"
» داستان آموزنده
» داستان"شاهزاده و ازدواج با دختر فقیر"
» داستان"سوختن ها"
» داستان"قاضی زیرک و عصای طلا"
» داستان"زیباترین قلب"
» داستان"تلخ نوشت"
» داستان"در باره مشکلات اندیشه کنید"
» داستان و حکایت"میرداماد"
» داستان"خوشبختی"
» داستان"یک لیوان شیر"
» داستان"پادشاه ساسانی"
» داستان"روز های سخت"
» داستان"قضاوت و نتیجه گیری عجولانه"
» داستان"عروسک چهارم و شاهزاده"
» داستان"خدا رو شکر کنیم"
» داستان جالب یک ماجرا...!
» داستان"عینک آفتابی"
» داستان جالب"نهایت بخشندگی"
» داستان"غرور"
» داستان"وعده لباس گرم"
» داستان"شرح حال یک زندگی"
» داستان"ناخدا و پیرمرد"
» داستان جالب"زن زیبا"
» داستان جالب"رئیس جوان قبیله"
» داستان"شاهزاده و عروسک هایش"
» داستان"درخت بخشنده مهربان"
» داستان جالب"وای از دست خانم ها"
» داستان کوتاه"مادر"
» داستان"هوشمندانه سوال کنید"
» داستان آموزنده"بیمارستان"
» داستان"برگشت محبت"
» داستان جالب"جانشین شاه"
» داستان آموزنده
» داستان"تصمیم پیرمرد"
» داستان کوتاه"کرگدن"
» داستان"با ترس هایتان زیبا برخورد کنید"
» داستان"هیچ رویدادی بی دلیل نیست"
» داستان"ملاقات امیلی با خداوند"
» داستان زیبای"آخه من یه دخترم!"
» داستان"خرید جهنم"
» داستان آموزنده کریم خان زند با درویش
» داستان تاثیر گذار"نجار بازنشسته"
» داستان زیبا و عاشقانه قهوه شور
» داستان عاشقانه و پند آموز(کوتاه)
» داستان کوتاه"ارزش یک ساعت"
» داستان کوتاه و جالب"تلافی مرد از زنش"
» داستان کوتاه"آرزوی سنگتراش"
» داستان جالب"مترسک"
» داستان جالب"پستچی فداکار"
» داستان"فرعون و شیطان"
» داستان"نبوغ"
» داستان یکی از بستگان خدا
» داستان"کلاه فروش"
» داستان"گل صداقت و راست گویی"
» داستان خاطرات دو دوست قدیمی
» داستان"رابطه کش شلوار و پیشرفت"
» داستان"خاطرات زمستان را به بهار نیاور"
» داستان کوتاه آن سوی پنجره
» داستان جالب"مربی مهد کودک"
» داستان آموزنده"آرزوی دانه کوچک"
» داستان های کوتاه و خواندنی
» داستان"آزمون شاه عباس از رجال"
» داستان آموزنده"قصر پادشاه"
» داستان کوتاه "پدرصلواتی"
» داستان کوتاه
» داستان آموزنده"تحمل درد عشق"
» داستان گدایی ملا نصرالدین
» داستان کوتاه و آموزنده
» داستان جالب"آقای گاو"
» داستان"شهر ممنوعه"
» داستان"دیوانه و مردم"
» داستان خوشبخت ترین آدم روی زمین
» داستان کوتاه"مدیر"
» داستان"خدا و گنجشک"
» داستان"هیزم شکن و جنیفر لوپز"
» داستان"یک اشتباه برای این که...!"
» داستان آموزنده"قاتل و میوه فروش"
» داستان"خر ما از کرگی دم نداشت"
» داستان"شایعه"
» داستان"یک نشنیدن ساده"
» داستان"ذکاوت حکیم باهوش"
» داستان خواندنی"ازدواج یوسف و زلیخا"
» داستان"مرغ همسایه غاز نیست"
» داستان خواندنی"ازدواج آهو با الاغ"
» داستان جالب"سنجش"
» داستان"مسجد بهلول"
» داستان"پسر بی ذوق پادشاه"
» داستان"شاگرد زیرک و استاد"
» داستان"بهترین دوست در زندگی"
» داستان جالب"یک خانم باهوش"
» داستان"قدردانی"
» داستان "ابر نیمه تمام"
» داستان"گورکن قبرستان ده"
» داستان مدیر ارشد
» داستان"قهرمان شدن فقط با یک فن!"
» داستان"سیرت یا صورت...؟"
» داستان"وای از زرنگی ایرانیها"
» داستان"جواب غیر قابل انتظار"
» داستان دهکده ی میمون
» داستان بانک زمان
» داستان ماهی
» داستان راهزن و قدیس
» داستان "ما و خدا"
» داستان پیرمرد تنها...!
» داستان حمام رفتن بهلول
» داستان کوتاه آرزوی سنگتراش
» داستان "درسی از ادیسون"
» داستان کوتاه:تلافی مرد از زنش!
» داستان آموزنده ی اسب زیبا
» داستان پندآموز قیمت یک ساعت کار
» داستان کوتاه عطر شکلات
» داستان کوتاه"چقدر به هم بدهکاریم؟"
» داستان زیبای"جعبه ی خالی"
» داستان زیبا و خواندنی قورباغه
» داستان عجایب هفتگانه
» داستان زیبای عیب کوچولوی عروس
» داستان زیبای نوه خوب من
» داستان بزرگترین حکمت
» داستان جالب قصر پادشاه
» داستان زیبای عروسک
» داستان شرط بندی پیرزن باهوش
کلمات کلیدی
درباره ما

هم وطن گرامی سلام...
امیدورام در این وبلاگ لحظات خوشی را داشته باشید...
من در این وبگاه متناسب با تمامی موقعیت های زندگی مطلب گذاشته ام پس نظر یادتون نره...
راستی,یادتون نره تو نظر سنجی شرکت کنین چون وبلاگ بر اساس این نظر سنجی اداره میشه...
ممنون از حضور پر مهر و گرمتون...
ایجاد کننده وبلاگ : Admin 1

تبلیغات شما در این مکان با بهترین قیمت

http://upload7.ir/images/05252139341820160293.gif



تمامی حقوق مطالب متعلق به"اس ام اس برای همه"می باشد..
به وبلاگ من خوش آمدید